تعارض والد- فرزند به معنای چالشهای ارتباطی و تعارضی است که در حین رشد و تغییر اعضای خانواده (به طور خاص بین والد و فرزند) ایجاد میشود. این تعارض وقتی فرزند در سنین نوجوانی است اهمیت خاص تری دارد. علت این موضوع هم ویژگی های خاص این سن است. در حقیقت نوجوانی دوره انتقالی است که در آن فرد از وابستگی کودکی بهسوی استقلال، مسئولیتپذیری و امتیازات بزرگسالی حرکت میکند. کارشناسان معمولاً سنین 12 الی 18 سالگی را دوره نوجوانی میدانند. همچنین نوجوانی دوره ای با بروز تغییرات زیستی، بدنی و اجتماعی تعریف شده که مدتی طول میکشد و با انتظارات، رفتارها و نگرشهای خاص این دوره بین اعضای خانواده همراه است .
از نقطه نظر علل ایجاد تعارض در نوجوانی، این دوره توأم با افزایش فشار است. نوجوانان باید تصمیمات مهم دوران زندگی خود را درباره شغل، سلامت، رفتارهای پرخطر و تحصیل بگیرند و عبوراز این دوره میتواند برای نوجوانان و خانوادههایشان دوران سختی باشد.
در این دوره، نوجوان با دو مسئله اساسی درگیر است:
1- بازنگری و بازسازی ارتباط با والدین، بزرگسالان و جامعه،
2- بازشناسی و بازسازی خود بهعنوان یک فرد مستقل.
تحولات سریع این دوره، روابط نوجوان با دیگران ازجمله والدین را تحت تأثیر قرار میدهد و موجب ظهور و افزایش تعارض میان نوجوانان و والدینشان میشود. که در این میان خانواده تأثیر زیادی بر رشد فرزندان دارد، اولین افرادی که زیربنای شخصیت سالم یک نوجوان را میسازند و پایهگذار ارزشها و معیارهای فکری وی هستند پدر و مادرند. با این حال، بسیاری از خانوادهها به علت بیتوجهی و عدم آشنایی با شیوههای فرزندپروری و برقراری ارتباط با فرزندان خود، توانایی برقراری رابطه صحیح با آنها را ندارند. در این دوره، نوجوان بیش از هر زمان دیگر نیاز به مراقبت و همراهی والدین خود دارد، لذا قطع رابطه با نوجوان و یا رابطه نادرست با نوجوان ممکن است تأثیرات مخربی و آسیب های عمیق اجتماعی و فردی بر او بگذارد. رابطه با نوجوانان کار آسانی نیست چراکه نوجوانان با تعارض بین استقلال خواهی و احساس وابستگی خود به والدین در کش و قوس هستند. با آنکه همسالان نقش مهمی در زندگی نوجوان ایفا میکنند، اما هیچچیز مانع نفوذ مهم والدین در نوجوانان نیست و پژوهشها نشان میدهند نوجوانانی که رابطه خوبی با والدین خود نداشتهاند، از عزت نفس پایین، ادراک ناکارآمد از شایستگیها و فقدان انگیزش رنج میبرند.
*موضوعهای زمینه ساز تعارض میان والدین و نوجوانان را میتوان در چهار حوزه عمده ی تحقیقات رشد شناختی و اجتماعی نام برد:
1) مسائل اخلاقی که شامل رفتارهایی می شوند که نادرست تلقی شده زیرا حقوق دیگران را مورد تجاوز قرار میدهند.
2) مسائل متعارف که شامل قواعد رفتاری مرسوم و مورد توافق همه بوده و قواعدی هستند که چارچوبی برای تعاملات اجتماعی پدید میآورند.
3) مسائل شخصی که برعکس دو مورد فوق اعمالی هستند که نتیجهشان تنها متوجه خود نوجوان است و بنابراین ورای قوانین اجتماعی یا ملاحظات اخلاقی تلقی میشوند .
4) مسائل دوراندیشانه که به امنیت، سلامت و آسایش نوجوان مربوط هستند.
• میتوان گفت بهصورت جزئی در اکثر خانوادهها تعارض ممکن است درباره نظم فردی، عملکرد تحصیلی، دوستیابی، لباس پوشیدن، موسیقی یا اوقات فراغت انتظار والدین از نوجوان مبنی بر، برآورده کردن آرزوها و توقعات آنها باشد.
• خودمحور بودن نوجوان یا گاهی اختلافات بر سر مسائل مهمتری مثل رفتارهای جنسی، نگرشهای پر خط فردی و اجتماعی از جمله دوستان آسیب زا و در معرض خطر قرار گرفتن به خصوص سواستفاده از ایشان در فضای مجازی و پیشگیری از آسیبهای روحی-روانی
• ارزشهای اخلاقی و مسائل اقتصادی- اجتماعی، مسئولیتهای خانوادگی
• عادتهای مطالعه و عملکرد تحصیلی و نوع دوستان انتخاب شده بروز میکند.
به نظر می رسد، گفتگو و تعامل سازنده و بدور از پیش قضاوت های والدین و فرزند تان نسبت به یکدیگر و ایجاد شناخت و توجه بیشتر به شرایط و ویژگی های دوران نوجوانی نزد والدین و همچنین شناخت و توجه ویژه نوجوانان نسبت به دل نگرانی ها و عمق عشق و علاقه والدین به بچه های خویش و پیشگیری از خطرات احتمالی که متوجه نوجوانان، که دغدغه اصلی والدین نسبت به فرزندان در تمام دوره های رشدی می باشد، می تواند به حل تعارضات و ایجاد درک و تفاهم بین والدین و نوجوانان خواهد گردید. لازم به ذکر است روابط والدین و مهارتهای ایشان در حل تعارضات بین خود، مقدمه ای برای توفیق ایشان در تعارضات والد-فرزندی است، هر چند بهره گیری از کارشناس با تجربه می تواند یاری گیری مسهل در انجام این امر مهم باشد، نتایج پژوهشگران نشان می دهد، موفقیت نوجوانان در مراحل زندگی آتی خویش به شدت وابسته به مسائل و تعارضات حل شده در این سنین است.
دکتر مرتضی ضیغمی