مقدمه
آموزش و پرورش از دیرباز مورد توجه و اهمیت متفکران و ملل مختلف بوده است و چندان بحث تازه ای نیست. حتی قبل از ظهور اسلام پیش از تولد عیسی مسیح کسانی بودند اندیشمندانی بودند که به اهمیت آموزش و پرورش دست یازیده بودند اما دین مبین اسلام بیش از سایر ادیان به این مهم توجه و ملاحظه کرده است.
اما اولین و مهمترین سوالی که به ذهن می آید این است که فواید اقتصادی آموزش و پرورش چیست؟ که لااقل سه فایده میتوان برای آن ذکر کرد:
1- اولین فایده اقتصادی آموزش و پرورش این است که ظرفیت فرد را درتولید کالاها و خدمات و همچنین مهمتراز همه قدرت ایجاد درآمد فرد را افزایش میدهد، و در حقیقت هر چه جامعه و نظام به آموزش وپرورش افراد جامعه اهمیت بیشتری بدهد و در این زمینه بیشتر سرمایهگذاری کند در رشد و توسعه و پیشرفت اقتصادی و اجتماعی کشور کوشیده وتلاش کرده است و عملا مهمترین عاملی که باعث میشود دولتها سرمایهگذاری بیشتری در این زمینه کنند به این دلیل است که آموزش نیروی انسانی به هر چه توانا شدن و مطلع شدن جامعه کمک میکند و جامعه را به سمتی سوق میدهد که خود میتواند تصمیم گیرنده و تعیین کننده سرنوشت خودش باشد.
2- آموزش و پرورش در رشد اقتصادی این است که جوانی که به نظام آموزشی و به دانشگاه و محیط تحصیل و آموزشی راه مییابد با شرکت کردن در کلاسهای مختلف آموزشهای متنوعی که در طول تحصیل میبیند، برخورد با انسانهای مهم و فرهیخته و بلند پایه علمی که دارای مقامات و مدارج عالی هستند برخورد میکند و همچنین از یک سری قیودات سخت و سنتی خانواده رهایی مییابد و با شرایط سهل زندگی دانشجویی در مجموع رضایت خاطر روحی و روانی بیشتری به دست میآورد، و این رضایت خاطر حاصل از آموزش یک نوع لذات مستقیم مصرفی است که از محیط آموزش و درس و دانشگاه بدست آمده که میتواند بسیار حائز اهمیت و ملاحظه باشد.
3- آخرین فایده یا سومین فایدهای که آموزش و پرورش در رشد اقتصادی جامعه میتواند داشته باشد در آثار جانبی آن نهفته است. گاها تولید و مصرف یک کالا یا یک خدماتی مزیتها و فوایدی دارد که برای دیگران غیر از مصرف کننده و تولید کننده بدنبال دارد. به عنوان مثال میتوانیم تصور کنیم که در حیاط همسایه ما درخت یاسی قرار دارد که بدون اینکه ما بخواهیم از بوی دل انگیز آن منتفع میشویم و همچنین برعکس یکی از همسایه ها که همیشه سطل زبالهاش را در جلوی درب خروجی ساختمان مسکونی قرار میدهد و باعث آزار و اذیت دیگر همسایگان میشود بدون اینکه ما بخواهیم بوی متعفن آن ناخودآگاه به ما میرسد. در دانش اقتصاد این چنین موارد آثار جانبی تولید یا مصرف هستند که دارای فایده وهزینه میباشند و اما خوشبختانه آثار جانبی آموزش و پرورش همگی آثار مثبت و مفیدی هستند مثلا یکی از آثار جانبی که میتوانیم برای آموزش و پرورش تصور کنیم این است که افراد تحصیل کرده با سطح علم و آگاهی و اطلاعاتی که دارند میتوانند شرکت و حضور فعالانه و آگاهانهای در عرصههای مختلف اجتماعی و سیاسی و حل مشکلات و معضلات جاری در جامعه داشته باشند و این خود سهم عظیمی را در جامعه رقم میزند.
شناخت و طبقهبندی فواید اقتصادی آموزش و پرورش
آموزش و پرورش یکی از آن کالاهای عمومی است که تولید آن نه تنها به شخص و فرد کمک میکند تا زندگی بهتری داشته باشد بلکه به جامعه و افراد جامعه نیز سود ونفع میرساند. به این معنی که آموزش فرد انعکاسها و بازخوردها و پیامدهای اجتماعی بههمراه دارد که نه تنها خود فرد و شخص از کفایت و آگاهی و اطلاع لازم برخوردار میشود بلکه این آثار فردی در خانواده او در محیط کار و سرانجام محیط جامعه منعکس مییابد. وهمگی را منتفع میسازد. این فایده ها به دو دسته تقسیم میشود فواید خصوصی و فواید اجتماعی که اینها نیز به نوبه خود به دو دسته مستقیم و غیر مستقیم تقسیم میشود.
فواید خصوصی آموزش و پرورش
این فواید به آن دسته از مزایایی گفته میشود که منحصرا افراد از آن منتفع میشوند. همچنین فواید خصوصی را نیز میتوان به دو بخش تقسیم نمود فواید مستقیمی که آموزش نصیب افراد میکند و فواید غیرمستقیمی که افراد آموزش دیده از آن بهرهمند میشوند.
فواید مستقیم خصوصی
در جوامعی که درآمد افراد فقط از طریق عامل کار نه از طریق مالکیت بدست میآید و در جوامعی که تواناییهای اکتسابی ناشی از آموزش و پرورش میزان درآمد را تعیین میکند افرادی که از تحصیلات بالاتر و بیشتری برخوردار باشند در آمد بالاتری را نیز کسب میکنند. فایده مستقیم خصوصی ناشی از سرمایهگذاری در آموزش را میتوان همان اضافه درآمدی که افراد تحصیل کرده به خاطر ارتقا سطح تواناییها و بهرهوری دریافت میکنند. مهمترین اثر اقتصادی آموزش افزایش قدرت تولید فردی و دستیابی به درآمدهای بالاتر و بیشتر است. در دنیای امروز مهمترین انگیزهای که بشر را برای تحصیل علم و دانش تشویق میکند دستیابی به مشاغل تخصصی و درآمدهای بالای ناشی از آن میباشد چه بسا میبینیم که بسیاری از جوانان امروزه برای همین انگیزه است که سعی میکنند وارد دانشگاهها شوند و همچنین اینکه در بهترین رشته ادامه تحصیل دهند. تا اینکه هم از درآمد بیشتری و هم اعتبار و منزلت بهتری برخوردار شوند، پس بنابراین فایده مستقیم خصوصی آموزش افزایش سطح درآمد فرد است. به عنوان مثال در ایالات متحده آمریکا که حدود هفتاد و پنچ درصد از درآمدها ناشی از عامل کار است با تفاوت قابل ملاحظهای در درآمد گروههای هم سن که از تحصیلات متفاوتی برخوردارند وجود دارد.
فواید غیرمستقیم خصوصی
فواید غیرمستقیم خصوصی به آن دسته از مزایایی اطلاق میشود که به صورت غیرمستقیم افراد آموزش دیده از آن منتفع میشوند. این فواید که عمدتا به صورت درآمدهای روانی و اجتماعی است ناشی از امتیازاتی است که آموزش وتخصص برای افراد بوجود میآورد. افراد تحصیلکرده از شان و منزلت اجتماعی بالاتری برخوردارند و جامعه با تعویض مسئولیتهای سنگین بر دوش افراد تحصیلکرده و روشنفکر احترام بیشتری برای آنان قائل میگردد. فواید غیرمستقیم خصوصی آموزش را میتوانیم به طور مختصر این چنین طبقه بندی کنیم:
1- افراد تحصیلکرده در محیط کار از مزایای جنبی بیشتری برخوردارند.
2- افراد تحصیلکرده از شرایط بهترکاری بهره مند میشوند.
3- افراد تحصیلکرده امکان ارتقا سریع تر از نردبان ترقی شغلی دارا میباشد.
4- افراد تحصیلکرده درمورد پسانداز مصرف و سرمایهگذاری تصمیمات عقلانیتری میگیرند.
5- افراد تحصیلکرده درمورد سرمایهگذاری در آموزش خود همسر و فرزندان آگاهانهتر تصمیم میگیرند.
6- افراد تحصیلکرده در مورد انتخاب رشته تحصیلی و انتخاب شغلی آتی فرزندان خویش راهنمای مفیدی هستند.
7- افراد تحصیلکرده به خاطر اطلاعات بیشتری که دارند در تامین سلامت خود و فرزندان تلاش بیشتری میکنند.
8- افراد تحصیل کرده در انتخاب همسر و تعداد فرزندان آگاهانه تر تصمیم میگیرند.
9- افراد تحصیلکرده در شرایط مساوی طول عمر بیشتری دارند.
فواید اجتماعی آموزش وپرورش
بسیاری از سرمایهگذاریهایی که در سطح کلان و عمومی انجام میگیرد دارای آثار اجتماعی بسیار گسترده وسیعی است به عنوان مثال احداث یک سد مخزنی در یک منطقه از شهر علاوه بر رونق و توسعه کشاورزی که اثر مستقیم اجتماعی آن است در توزیع عادلانهتر درآمدهای مردم منطقه تاثیر بسزایی دارد. اثر احداث سد در توزیع درآمد را به عنوان آثار ثانویه و یا آثار غیرمستقیم اجتماعی آن مینامند. بنابراین فواید اجتماعی آموزش و پرورش خود به دو بخش مستقیم و غیرمستقیم تقسیم میشود.
فواید مستقیم اجتماعی
مهمترین فایده اجتماعی آموزش این است که افراد تحصیلکرده و آموزش دیده توانایی این را دارند که کالا و خدمات و محصولات بیشتری را در واحد زمان تولید و به جامعه ارائه دهند. جامعه از آن جهت متمایل است که در آموزش سرمایهگذاری کند که با آموزش بیشتر توده مردم از تواناییهای تولیدی بیشتری برخوردار میگردند و با رشد تولید ملی به رشد اقتصادی دامن میزنند. افرادی که آموزش دیده و تحصیل کرده هستند درآمد بالاتری را ایجاد میکنند و این چنین مالیات بیشتری را نیز به دولت میپردازند.
پس بنابراین میتوان گفت که آن جوامعی که دارای افراد آموزش دیده بیشتری میباشند در شرایط مساوی کالا و خدمات زیادتری تولید میکنند و از رشد و توسعه اقتصادی بیشتری نیز برخوردارند.
فواید غیرمستقیم اجتماعی
آثاری که سرمایهگذاریهای آموزشی برجامعه به طور مستقیم میگذارد بسیار مهم و با اهمیت قلمداد میشوند در واقع گاها ارزش اقتصادی یک اختراع و نوآوری در صنعت که موجب افزایش محصول ملی و صرفه جویی قابل توجهی در هزینههای تولید میشود از کل مخارج سالانه آموزش و پرورش کشور بیشتر میباشد. به عنوان مثال میتوانیم آثار اجتماعی برخی از اکتشافات قرن نوزدهم توسط پاستور و دیگران حتی تا به امروز که در سالهای اولیه قرن بیست ویکم بسر میبریم بر زندگی ما و چه بسا نسلهای آینده موثر خواهد بود. بنابراین بسیاری از آثار اجتماعی سرمایهگذاریهای آموزشی عمری پایا و زوال ناپذیر دارند فواید غیرمستقیم اجتماعی آموزش و پرورش را میتوان به صورت ذیل طبقهبندی کرد.
1- هر انداره افراد یک جامعه از سطح تحصیلات بیشتری برخوردار باشند قادرند در واحد زمان درآمد بیشتری ایجاد کنند، بنابراین ارزش اوقات فراغت آسان ارتقا خواهد یافت. در این صورت هزینه فرصتی اوقات فراغت به طور نسبی افزایش مییابد. با توجه به اینکه دارا بودن فرزند بیشتر برای افراد تحصیلکرده مستلزم زمان بیشتر و هزینه زیادتری است والدین تحصیل کرده خواهان فرزندان کمتر و با کیفیت بالاتری میباشند به نظر افراد تحصیل کرده توفیق فرزندان در آینده از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است.
2- به هر میزانی که افراد یک جامعه از آموزش بیشتری و بالاتری برخوردار باشند هزینههای اجتماعی آن جامعه از قبیل هزینههای دستگاه قضایی انتظامات پلیسهای راهنمایی و امثال آن کاهش خواهد یافت.
3- با ارتقا سطح تحصیلات مردم یک جامعه سطح بهداشت و تغذیه بالاتر و هزینههای درمان و یارانه و دارو به طور نسبی کمتر خواهد بود. بعنوان مثال در جامعه ای که افراد آن از سلامت بیشتری برخوردار باشند، روزهای بیشتری در هفته ماه و سال به کار اشتغال خواهد داشت و بهرهوری عامل کار بالا خواهد رفت که علاوه بر این میزان تحصیلات در کیفیت نیروی کار نیز تاثیر فراوانی دارد.
4- به هر میزان افراد یک جامعه از آموزش بیشتری برخوردار باشند حضور و مشارکت آنان در صحنههای اجتماع بیشتر خواهد بود.
5- در جوامع در حال توسعه با بالا رفتن سطح سواد و آموزش مردم امکان گذر از جامعه سنتی به جامعه صنعتی تسهیل و تسریع خواهد شد.
6- اکنون که رشد اقتصادی وابسته به ارتقا سطح تکنولوژی بهرهوری عامل کار مدیریت نوین و تخصیص بهینه منابع کمیاب است هر اندازه افراد یک جامعه از آموزش بیشتری برخوردار باشند ضمن مشارکت بیشتر تقسیم کار تعویض مسئولیتها بین افراد برحسب نوع تخصص و تواناییها میتوان امید داشت که بهرهوری عامل کارو کارایی سازمان به تدریج بهبود وافزایش مییابد.
نتیجه
آموزش افراد را توانمند میسازد که میزان توانمندی به ویژگیهای فردی رابطه مستقیم دارد. ممکن است آموزشهای یکسانی تواناییهای متفاوتی را بوجود آورد آنچه مسلم است آن است که آموزش همه افراد جامعه را توانمند میسازد و در معرض تغییر و تحول قرار میدهد. هر اندازه افراد از آموزش بیشتری بهرهمند باشند قابلیت و قدرت تولید بیشتری دریافت میدارند بنابراین آموزش منشا فایدههای اقتصادی است و سرمایهگذاری در آن موجب خواهد شد تا افراد خانوارها و جامعه بطور کلی از ارزشهای مثبت آن بهرهمند گردند.
آموزش جوانان را برای کسب مشاغل گوناگون آمادهتر میکند، مردم را فهیم و دور اندیش میکند، آموزش اگر بطور گسترده باشد حق انتخاب افراد را توسعه میبخشد و زمینه افزایش تولید ملی را فراهم میکند و بر رشد اقتصادی دامن میزند. پایههای عدالت اجتماعی راتحکیم میبخشد و توزیع درآمدها را در بلندمدت عادلانهتر میسازد آموزش مردم را آگاه و زمینههای تحقق مردمسالاری را تقویت میکند بنابراین نتیجه میگیریم که بایستی مبالغ بیشتری از منابع ملی هر ساله به امر آموزش تخصیص داده شود.
منابع و مآخذ
ـ عمادزاده، مصطفی، اقتصاد آموزش وپرورش، چ بیست وششم، اصفهان: جهاد دانشگاهی 1386
ـ متوسلیان، آهنچی، اقتصاد آموزش وپرورش
گردآوری: سکینه شجاعی
دکتر مرتضی ضیغمی